20September2017

سازمان جوانان کمونیست

رونمایی از سردیس و تمبر مریم میرزاخانی 
28 شهریورماه- کتابخانه ملی
telegram.me/enghelabezananeh
ارزشهای حاکمیت جمهوری اسلامی چنان متزلزل است که حتی از نداشتن حجاب سردیس و تمبر هم نگران است، مبادا الگویی باشد برای پوشش آزاد!

ورزشگاهها از اماکن عمومی جامعه هستند که باید زنان از آنها سهم برابر داشته باشند. 
telegram.me/enghelabezananeh

شنبه ۲۳سپتامبر برابر با اول مهر، زنان در عربستان برای اولین بار وارد استادیوم فوتبال خواهند شد، درحالی که تا قبل از این از ورود به ورزشگاه‌ها و دیدن مسابقات در کنار مردان منع می شدند.
زنده باد جنبش نوین رهایی زن در عربستان 
telegram.me/enghelabezananeh
?فقط با یک مبارزه متشکل، سازماندهی شده و هدفمند است که می توان درب‌های ممنوعیت ورود زنان به استادیوم ها را شکست. به امید روزی که شاهد حضور زنان ایرانی با سهم برابر در استادیوم‌های ورزشی در ایران باشیم.


‏پس از اعلام نتایج کنکور ۱۳۹۶ دستکم ۴۶ نفر به‌دلیل باورمندبودن به آئین بهایی با عنوان نقص_پرونده محروم از تحصیل شده‌اند.
#نه_به_آپارتاید_آموزشی

کانال تلگرام https://t.me/uniiran
پیامگیر : @sjktamas
 
 
"‏کم توانان" منجمله "کم توانان" همجنسگرا؛دوجنسگرا؛ترنس و کوییر نیاز به حمایت و پشتیبانی ما دارند.
آنهارابپذیریم واحترام‌ بگذاریم.

#احترام
#معلولیت_محدودیت_نیست

کانال تلگرام https://t.me/iranianLGBTQrights
✌️???✌️
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

او گفته «بايدحتماجلوی اين كارگرفته شود»

جلوگیری از ورود زنان به ورزشگاهها و اماکن ورزشی مصداق جنسیت زدگی وتبعیض است و ما با این قوانین‌ ارتجاعی و ضدانسانی مبارزه میکنیم.
 
 
هبود روحی و جسمی را طی میکند. او در فیس بوک و مدیای اجتماعی فعال است علیه خرافات و مذهب و اسلام و اسلام سیاسی. او را تهدید به مرگ میکنند چند نفر اسلامی وامانده در فیس بوک علیه او رجز میخوانند، در حالیکه هزاران نفر در سراسر جهان ورود را ستایش میکنند. بدلیل شجاعت اش و عزم جزمش برای زندگی و لذت بردن از همه مواهبی که در دنیا موجود است. در مقابل تهدیدات به سربریدن و قتلش در مدیای اجتماعی ورود میگوید، اینها حاضرند جدا کردن سر انسانها از تن اشان را در فضای مجازی ببینند ولی طاقت دیدن موهای من و بی حجابی ام راندارند، باید علیه این جنبش بود.
ورود دختر سرکش از کربلا است . او برای اولین بار با احساس آزاد بودن و بعد از تراپی سختی که با جدیت آنرا به پیش برد میتواند بدون عصا راه رفته و مهمتر میتواند برقصد. ورود بازمانده تقلا برای قتل یک زن آتیست و لامذهب از قلب جنبش اسلامی یعنی شهر کربلا است. ورود از خانواده مذهبی و زنی بود که از او انتظار داشتند بسوزد و بسازد، سرکشی نکند و زن فرمانبر پارسا باشد. بر عکس روح سرکش ورود او را به نقد اسلام و مذهب کشاند و ورود علنا اعلام کرد اعتقادی به اسلام و خرافات ندارد. برادرش او را به قصد کشتن زد ورود در حالیکه بدنش و بویژه ستون فقراتش آسیب جدی دیده بود، از این قصد به قتل عامدانه و آگاهانه جان سالم بدر برد و اکنون در آلمان است. ماهها با صندلی چرخدار حرکت میکرد بعدها با عصا و اکنون راحت میدود و میرقصد. او دیشب در یک پارتی بود و با آزادی کامل رقصید. حق زندگی کردن، نفس کشیدن و لذت بردن از زندگی ، برای زنان در مذهب اسلام و نزد جنبش اسلامی یک تابو است. اما زنان سرکش آزادی نفس کشیدن و زندگی کردن را با مبارزه بدست می آورند.
کانال تلگرام https://t.me/hoveiatensani
پیامگیر تلگرام: @sjktamas
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

#ازمهرجانمانند
آمار منتشر شده اخیر نشان میدهد ۴۰ تا ۵۰ درصد دانش‌آموزان مقطع متوسطه در استان‌های مرزی به دلایل مختلف ترک تحصیل می‌کنند که یکی از این دلایل ازدواج زودهنگام است.

كارتونيست نازنين جمشيدى شهروند

کانال تلگرام انقلاب زنانه
telegram.me/enghelabezananeh
پیامگیر تلگرام: @sjktamas

از مجموعه دست نوشته های یک زن عاصی در انقلاب زنانه

مدت کوتاهی در یکی از مراکز مخصوص نگهداری "دختران فراری" کار می کردم... دختران و زنانی که هیچ ماوایی جز خیابان ها و آغوش کوتاه و زودگذر مشتریانشان نداشتند 
بین آنها دختری بود ساده و کم سن که از یکی از شهرستان های کوچک دورافتاده فرار کرده بود و به امید ساختن یک زندگی بهتر در هیاهوی تهران بزرگ خودش و هر آنچیزی که داشت را گم کرده و از دست داده بود. از همان بدو ورود در دام سوداگران سکس افتاده بود و به سرعت هر چیزی که زمانی برایش ارزش بود را از دست داده بود... کم حرف بود و خجالتی... بارها دستگیر شده بود و یک بار شلاق خورده بود چون پولی نداشت که برای خرید مجازات شلاق پرداخت کند؛ و در نهایت به این مرکز فرستاده شده بود.
یک روز ولوله ای در مرکز افتاد... مسئولین می رفتند و می آمدند سراسیمه و هراسان و مدام به نیروهای خدماتی دستور می دادند... با رییس مرکز دوستی صمیمانه ای داشتم پرسیدم چه شده گفت یکی از مقامات بالای کشوری قراره امروز بیاد اینجا... بلبشویی برپا شده بود... فکر کردیم یک بازدید ساده است ...نبود... "آن مقام بالا" آمده بود ثواب کند آمده بود یکی از "فاحشه" های کشور را از منجلابی که درش افتاده بود نجات دهد!!!!! 
یقه ی سفید بسته شده تا آخرین دکمه، تسبیح در دست و چشم هایی که سعی می کرد نشان دهد فقط پیش پای خود را نگاه می کند، سخنرانی غرایی که در مورد رافت اسلامی و برخورد انبیا با فاحشگان و ... در نهایت " خدا شاهد است که جز به ثوابش به هیچ چیز دیگری فکر نمی کنم" و " یک نفر را هم بتوانیم نجات دهیم یک نفر است" هیچ وقت از خاطرم نمی رود... 
بازدید از دخترانی که به زور روسری و چادر سرشان کرده بودند و کلی سفارش شده بود که "خوشبختی در خونه اتون رو زده پس مواظب رفتارتون باشید" قرعه را به نام "راحله" انداخت.... ساده ترین و مظلوم ترین دختر مرکز..چقدر همه خوشحال بودیم که یک نفر از آن جمع "سفید بخت" شده... خیلی زود مراحل اداری طی شد و راحله به " خانه بخت" رفت... نگاه حسرت بار همه زنها دنبالش بود.. خیال کردیم "نانش در روغن افتاده" یادم است حتی همکاران هم به راحله و سعادتی که به وی روی آورده حسادت می کردند و بدشان نمی آمد جای او باشند... پچ پچ هایی تهوع آور از این دست در هر جایی شنیده می شد "فک کن فاحشه باشی و همچین بختی نصیبت بشه" 
دوران کوتاه کاری من در مرکز به پایان رسید اما همیشه جویای حال راحله بودم و تنها خبر این بود که " ما هم خبری ازش نداریم" 
تا اینکه یک روز رییس مرکز که اشاره کردم دوست بسیار صمیمی من بود تماس گرفت... اشک می ریخت و با صدایی بریده بریده گفت " راحله زنگ زده بود" 
ترسیدم ...چه شده؟ چه بلایی سرش آمده ؟ 
هر آنچه بعد آن شنیدم دنیا را روی سرم خراب کرد.. راحله را بعدِ صیغه کردن به خانه ای در شهرری برده بود. هر شب برای مصرف مواد به آن خانه می آمده و بعد از مصرف به بدترین و وحشیانه ترین شکل ممکن به او تجاوز می کرده.. در اثر کتک هایی که خورده بود دو تا از دنده هایش شکسته بود و بدنش زیر ضربات مشت و لگد هر شب یک فرد بیمار سادیسمی سیاه و کبود شده بود. در خانه زندانی اش کرده بوده و حتی تلفن هم نداشته که کسی را از وضعیت خودش آگاه کند.. به شدت وی را ترسانده بود که اگر حرفی به کسی بزنی نه تنها خودت که خانواده ات را هم نابود می کنم و راحله از ترس مرگ جرات فریاد کشیدن هم نداشته و این شرایط فاجعه بار بیش از یک سال به طول انجامیده بود... تا اینکه راحله موفق به فرار می شود، به تنها کسی که زنگ زده بود بعد از فرار رییس آن مرکز بود و خواهش کرده بود که به هیچ کس چیزی نگوید... کسی بعد از آن نه دیگر راحله را دیده بود و نه از جا و مکانش خبر داشت... نامه ای به ریاست منطقه برای پیگیری این مساله زده شد که تنها جواب این بود" خودمان رسیدگی می کنیم" و این یعنی بیش از این ورود نکنید.... راحله بین همه آن دختران تازه خوشبخت ترین شان بود 

پ ن 1: اسم "راحله" مستعار است و نام واقعی اش نیست 
پ. ن 2: اسم "آن مقام بالا" را از خاطر برده ام و اگر یادم هم بود نمی نوشتم چون هنوز بعد از این همه سال به راحله که فکر می کنم نمی دانم زنده است یا نه و هنوز احمقانه فکر می کنم شاید سکوت ما نجاتش داده باشد :(

سولماز اسکندری همراه انقلاب زنانه

با کانال تلگرام انقلاب زنانه همراه شوید
telegram.me/enghelabezananeh

شیرین شمس-
تا قبل از ممنوعیت ورزش زومبا، محبوبیت این ورزش همگانی و ریتمیک بین زنان ایران، کمی ناشناخته بود. علی مجد آرا، رئیس فدراسیون ورزش‌های همگانی نامه‌ای به دبیر کمیسیون ماده ۵ وزارت ورزش و جوانان و مدیرکل ورزش و جوانان استان البرز ارسال می کند که در آن اشاره می شود "فعالیت‌هایی مانند زومبا، اجرای حرکات موزون و رقص به هر شکل و عنوان فاقد وجاهت قانونی می‌باشد." 
ورزش زومبا ممنوع می شود، ورزشی که هرگز مجوز نداشت و تحت عنوان ایروبیک ریتمیک، یا ایروبیک پیشرفته در باشگاه ها به فعالیت پرداخته و آموزش داده می شد.
ممنوعیت زومبا در ایران که در وب سایت‌های استانی وزارت ورزش و جوانان نیز انعکاس یافته با واکنش جوانان بخصوص زنان در شبکه‌های اجتماعی رو به رو شده است. در این بین واکنش مربیان زومبا نیز قابل توجه بوده است؛
مینا مربی زومبا است، و معتقد است گرایش روز افزون زنان به این ورزش همگانی که بر رقص و حرکات شادی آور بنا شده، موجب حساسیت مسولین شده است. او می گوید ورزش زومبا اساسا کارت مربیگری نداشته و بصورت کلاسهای زیر زمینی در باشگاهها کار می شده. مینا معتقد است دلیل اصلی ممنوعیت ورزش زومبا گرفتن شادی از زنان است، چرا که در باشگاهها این ورزش همراه با آهنگهای شاد ایرانی، ترکیه ای، آفریقایی و عربی کار می شود و به زنان انگیزه مضاعفی می دهد که فارغ از همه مشکلات و محدودیت های خانوادگی و اجتماعی، ساعتی را در کنار زنان دیگر با رقص و شادی بگذرانند. 
شبکه اطلاع‌رسانی راه دانا تیر ماه ۱۳۹۴ درباره ورزش زومبا نوشت: «ترویج انواع رقص به اسم ورزش در باشگاه‌های ورزشی بانوان، معضل جدی است که حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی جامعه با آن دست و پنجه نرم می‌کنند.»
در این مطلب آمده بود: «زومبا، رقص عربی، حرکات موزون و ایروبیک این روزها حرف اول را در ورزش زنان می‌زند و متاسفانه این ورزش‌های غربی، فرهنگ خانواده‌ها را هدف خود قرار داده است و زنان را از ورزش‌های پایه و کم هزینه دور کرده است.»
مینا از زبان یکی از شاگردانش می گوید: "من یک زن 42 ساله متاهل هستم با دو فرزند. شب ها به این عشق می خوابم که فردا کلاس زومبا دارم."
او می گوید کنترل این ورزش همگانی و شاد از دست هیات فدراسیون ورزش های همگانی بیرون آمده بود و به همین دلیل به این شکل واکنش و به اصطلاح خودی نشان دادند، اما اینگونه ممنوعیت ها فقط در حد حرف باقی خواهد ماند و اینها قدرت کنترل کافی ندارند، به جرات می توان بگویم که قدرت کنترلشان در حد صفر است.
در توجیه ممنوع شدن این ورزش همگانی، مسولین فدراسیون، حتی آسیب زایی ورزش زومبا را به میان کشیده اند، اما مربیان این ورزش نظر دیگری دارند. مینا که مطالعات تخصصی در زمینه فیزیولوژی ورزشی داشته، معتقد است این ورزش نه تنها به هیچ وجه آسیب زا نیست بلکه برای زنان هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روحی مفید است، بحث آسیب زایی این ورزش فقط بهانه است برای گرفتن شادی از زنان.
مینا به مساله تفکیک جنسیتی اشاره میکند و لحنی گلایه آمیز و اعتراضی می گوید حتی با این حال که این ورزش در یک فضای ایزوله و بدون مرد انجام می شود، برای مسولین ایجاد نگرانی کرده است، چرا که زنان می توانند در این فضا خود واقعی شان باشند، شاد باشند، برقصند، بخندند و این برای حاکمیت غیر قابل تحمل است، چون اینگونه حرکات زنان حتی زیرزمینی، موقعیت فرهنگی حاکمیت را به چالش می کشد.
این مربی زومبا در پایان صحبتهاش تاکید میکند ممنوعیت ورزش زومبا هیچ تاثیری در کاهش گرایش روزافزون زنان به این ورزش شاد همگانی و همچنین هیچ تاثیری در کار مربیان و باشگاه ها نخواهد گذاشت و تصور ممنوعیت عملی زومبا یک تصور غیر ممکن است. او می گوید با انتشار خبر ممنوعیت زومبا زنان بیشتر نسبت به این ورزش حساس و علاقمند شدند، از این به بعد هم ما کارمان را بصورت گذشته و زیر زمینی انجام خواهیم داد و در صورت مراجعه بارزس به آنها می گوییم که ورزش ایروبیک کار می کنیم، همین!

پیاده شده از روی گفتگوی تلفنی در انقلاب زنانه
یکشنبه 4 تیر 96، 25 ژوئن 2017
....
?ارتباط با انقلاب زنانه ?
?صفحه فیسبوک انقلاب زنانه
facebook.com/womens.revolution1
?کانال تلگرام انقلاب زنانه 
telegram.me/enghelabezananeh 
پیامگیر انقلاب زنانه در تلگرام @sjktamas 
?اینستاگرام انقلاب زنانه 
instagram.com/women.revolution
?توئیتر انقلاب زنانه
twitter.com/enghelabezanane

Page 1 of 33

connect1