15December2017

سازمان جوانان کمونیست

Tuesday, 08 April 2014 19:20

نظر شما درمورد پدیده "خدا و هستی و بود یا نبود آن" چیست؟

Written by

در این بخش از نشریه به سئوالاتی که شما خوانندگان نشریه برای ما ارسال کرده اید پاسخ میدهیم. در این شماره به یکی از سوالاتی که هژار علیپور برای ما فرستاده اند پاسخ میدهیم. ج. ک.

"قلب جهان بی قلب"

شیرین شمس: پدیده ای به نام "خدا و مذهب" از آنجائی کلید خوردکه قرن ها پیش انسان "غیر متمدن" به این فکر افتاد که منشا پیدایش حیات و موجودات زنده چه میتواند باشد. قرنها پیش انسانها  چوب و سنگ، ستاره های دنباله دار و حتی برخی حیوانات را " خدا" فرض می کردند. تا اینکه در دوره تاریخی مشخصی افرادی پیدا شدند که ادعا کردند منشا بوجود آمدن موجودات نمیتواند چوب، سنگ و یا حیوان بخصوصی باشد و به دلیل اینکه برای این سوال انسان که منشا پیدایش چیست و کجاست، نمی توانستند پاسخی ارائه دهند، وعده یک موجود آسمانی را دادند و گفتند که منشا پیدایش حیات و موجودات، چیزی به نام خدا و مکان آن در آسمانها است.  این افراد برای اثبات این فرضیه، خود را پیام آورهمان خدای آسمانی که خود ایجاد کرده بودند به افراد جامعه معرفی میکردند و آنچه را که میخواستند به مردم بگویند، در قالب مذاهب مختلف ارائه میدادند و به دنبال آن با توجه به شرایط جغرافیایی و زمانی و نیز با توجه به ظرفیت اجتماعی افراد آن جامعه "بد و خوب" تعیین میکردند و می گفتند این را خدای شما برایتان فرستاده و برنامه زندگی شما این است. اینان از آنجائیکه باز هم برای پاسخ به سوالات بشر که جهان چگونه اداره می شود چیزی نداشتند،  سعی در این داشتند که اختیار را از انسان سلب و آن را به موجود ساختگی تصورات خود منسوب کنند و بگویند که جهان توسط فردی در آسمان اداره می شود که ناظر بر فعالیتها و اعمال انسانها است.  اما با پیشرفت بشر درعرصه فکری و عرصه علم، به مرور زمان دانشمندان توانستند اثبات کنند که واقعیت جهانی که در آن زندگی می کنیم چیز دیگری است و کاملا با آنچه این افراد تحویل انسانها داده اند تفاوت دارد و عمر کره زمین بسیار بیشتر و فراتر از عمری است که این افراد به اصطلاح پیام آور در کتابهای خود که ادعا میکردند آسمانی است، مطرح کرده بودند. این بینش و آگاهی را چارلز داروین زیست شناس بریتانیایی پایه گذاشت. داروین به وجود فرگشت(تکامل) موجودات زنده یقین پیدا کرده بود ولی از آن بیم داشت که با علنی کردن آن، به کفرگویی متهم شود و واکنش کلیسای رسمی چه پیامدهائی سختی را برای او رقم زند. او که می‌دانست با مطرح شدن نظریه‌اش چه جنجالی در جامعه و محافل مذهبی بر پا می‌شود از سال ۱۸۳۶ تا ۱۸۵۸ مخفیانه روی نظریهٔ انقلابی اش کار می‌کرد. تا اینکه نظریه فرگشت یا تکامل(یا به طور خاص‌تر تکامل زیستی یا اندامی) - که می گوید تمام موجودات زنده با همهٔ تنوعی که دارند، از نیاکانی مشترک پدیدار گشته‌اند- را در سال 1858 به همراه زیست‌شناس جوانی به نام آلفرد راسل والاس ارائه داد و با پافشاری و پایداری توانست اثبات کند. این نظریه و دیگر تحقیقات، آزمایشات و مشاهدات توانستند اثبات کنند که عمر حیات به بیش از 15 میلیارد سال قبل باز میگردد. در این صورت عمر حیات که به طور مثال در انجیل به حدود 4 یا 6هزار سال قبل باز میگردد کاملا رد شد. با گذشت زمان دانشمندان حتی توانستند نحوه تشکیل جهان و نیز سلول ابتدائی را کشف کنند و نیز ثابت کنند که جهان از یک انفجاراولیه بوجود آمده و چگونه مولکولها با کنارهم جمع شدن سلول ابتدائی را تشکیل دادند. با گسترش علم، بشر به این آگاهی رسید که موجودی آسمانی یا غیر آسمانی که پاسخی برای کنجکاوی بشر غیر متمدن قرنها پیش بوده، همخوانی با این همه آگاهی و کشفیات و دانش امروز بشری ندارد. نه همخوانی زمانی و نه همخوانی مکانی. پس بدین ترتیب وجود "خدا"  نیز به جرگه دیگر خرافات بشر که در طول تاریخ ساخته بود پیوست. مانند اعتقاد به بت های سنگی ، حیواناتی نظیرگاو، ستاره های دنباله دار، الهه های خشم و باد ،الهه های بدی و خوبی، جن و پری  و دیگر موجودات زنده و غیر زنده که در نظر افراد، منشا آفرینش و یا اداره کننده زندگی آنان بودند. اما سوال اینجاست با این وجود که امروزه بشر توانسته است ثابت کند که "خدا" چه آسمانی چه غیر آسمانی وجود خارجی ندارد و فقط زائیده تفکرات انسان در دوره ای از ناآگاهی وی بوده، چرا هنوز اعتقاد به آن وجود دارد؟ واقعیت اینجاست که اگر قرار باشد که این آگاهی و دستاورد بزرگ بشریت همه انسانهای روی کره زمین را فرا بگیرد، قطعا دیگر اثری از مذهب باقی نمی ماند. واقعیت امر اینجاست که دنیای امروز که دنیایی است بر پایه تبعیض و نابرابری، مقوله ای به نام مذهب را که یک  پدیده ارتجاعی و غیر انسانی است را در خود نگه می دارد و از آن حمایت میکند. در واقع این پدیده در جوامع کنونی دنیا برای حکومتها و دولتها کارائی دارد و نه تنها برای آگاه سازی افراد جامعه در ارتباط با اینکه خدائی وجود ندارد اقدامی نمیکنند بلکه سعی در این دارند که این پدیده را حفظ کنند. از این جهت که اعتقاد به دین و خدای واحد در آسمانها و داشتن مذهبی مشخص، به افراد هویتی ارائه میدهد که هرچند این هویت واقعی و انسانی نیست ولی یک شرایط ذهنی را برای افراد ایجاد میکند که اگر در این دنیای نابرابر به خوشبختی و زندگی شایسته یک انسان دست پیدا نکرده باشند در دنیایی دیگر به دست خواهد آورد. در واقع اعتقاد به خدا به هر شکلی و یا اعتقاد به اینگونه  خرافه ها احساس آرامشی کاذب و فرصت فرار از واقعیت های تلخ این دنیا را در افراد ایجاد میکند. لذا مشخصا عدم ریشه کن شدن اعتقاد به خدا را میتوان از این زاویه بررسی کرد که در جوامع طبقاتی، که استثمار و نابرابری اساس ان است و مردم به دارا و ندار تبدیل میشوند، مذهب جزئی از زندگی انسانها میشود تا به انسانها آرامشی کاذب بدهدرمشآرا و تا زمانی که جامعه ای برابر و انسانی و بدون استثمار برقرار نشود اعتقاد به هیچ خرافه ای اعم از آسمانی و غیر آسمانی بطور کامل و ریشه ای از بین نخواهد رفت، چرا که افراد جامعه خوشبختی خود را در دنیایی دیگر جستجو می کنند. فرقی نمیکند که این جامعه قوانینش مثلا سکولار باشد مثل ایالات متحده آمریکا، یا مذهبی باشد از نوع جمهوری اسلامی. در یک نگاه کلی می بینیم اعتقاد به مذهب در هر دو شکل جامعه هست و مورد حمایت هر دو نوع حکومتها قرار میگیرد. چرا که شرایط تبعیض و نابرابری آن جامعه را توجیه می کند و بدبختی های انسانها را به اراده و تقدیر گره میزند. البته جا دارد به این نکته هم اشاره کنم در جامعه ایران که علاوه بر طبقاتی بودن، اداره آن جامعه توسط جمهوری اسلامی و قوانین مذهبی اداره می شود، ریشه کن شدن اعتقاد به خدا و مذهب کار را بنوعی پیچیده تر میکند. چرا که در ایران علاوه بر برخورد طبقاتی و اعتقادی باید الویتا به جنگ سیاست هم رفت. 

به طور کلی تنها در یک جامعه انسانی و برابر که افراد به معنای واقعی احساس کنند که دارند زندگی میکنند، هویت انسانی دارند، شهروند با حقوق یکسان محسوب می شوند و طعم خوشبختی را می چشند، نیازی به خوشبختی در دنیایی دیگرو اعتقاد به هیچ خرافه ای را نخواهند داشت. سازنده آن جنبشی واقعی، قدرتمند و عظیم است که در سطح جهان و نیز ایران موجود است و برای ایجاد دنیا و جامعه ای اینچنین در حال مبارزه است.

 

Add comment


Security code
Refresh

connect1